الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
418
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ناميدن صلاة مخالفين و مشركين به - مكاء و تصديه - ( كف زدن و سوت زدن ) تنبيهى است بر بيهودگى و ابطال كار آنها يعنى به فعلشان در آن باره اعتنايى نمىشود و به حساب نمىآيد بلكه آنها در آن حالت مثل پرندگانى هستند كه سوت مىكشند و صدا مىكنند ( يا بال به هم مىزنند ) . فايده تكرار - صلاة - در سوره مؤمنون كه مىگويند : ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ . . . 2 - 1 / مؤمنون ) و تا جائى كه گفت : ( وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ - 9 / مؤمنون ) موضوعى است كه بعد از اين كتاب ان شاء الله آن را ذكر خواهيم كرد « 1 » .
--> ( 1 ) هزاران افسوس كه وعدههاى مؤلّف محترم نه تنها بدست ما نرسيده بلكه شايد كتاب مفردات آخرين اثر او بوده و همانطور كه در مقدّمه وعده كتاب - مترادفات - را داده است در هيچ مآخذى نامى از آن كتابها وجود ندارد . خدايش با انبياء و اولياء و صدّيقين محشور گرداند كه باز موفّق بوده و چنين اثرى كه اكنون در دست است براى جامعهء مسلمين باقى گزارده كه در نوع خود از نظر تفسير موضوعى و غرائب لغات از خود قرآن و يا احاديث و بيانات ائمه عليهم السّلام خواننده را كاملا مستغنى از دهها تفسير مىكند در اشارهاى كه در بالا نموده و از تكرار و اصرار تداوم و حفظ نمازها ياد كرده سه وجه به نظر مىرسد : 1 - اقامه نمازى اثر بخش و سودمند كه در همهء عمر آدمى پيوست اقامه شود حتّى در بيمارى و جنگ يا تنگدستى و فراخ دستى يا در ديدن مصائب و آسايش بهر صورت اقامه نماز تعطيل بردار نيست . 2 - از جهت روح و اثرات نماز كه نماز ذكرى دائمى است و ذكر و نيايشى از اللَّه است كه ذرّه ذرّه وجود جهان همواره به آن مشغولند و حمد و تسبيح مىكنند پس چگونه ممكن است انسانى كه خداى را شناخته و در راهش و به يادش سير مىكند و همه جا جلوهء دوست و آفريدگار را به هر شكل و تقدير در مىيابد ، از يادش و نمازش و راز و نيازش بريده شود و چون به فرمودهء پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نماز معراج مؤمن است پس عروجش نه توقّف دارد و نه پايانى و چون نماز بازدارنده از فحشاء و زشتىها و منكرات است و لحظات زندگى با وسوسههاى نفس توأم است پس همانطور كه حضرت صادق فرمود ( اهْدِنَا ) يعنى ( ثبتنا ) ما از خدا مىخواهيم كه ما را در نمازش و صراط مستقيمش پايدار بدارد زيرا شرّ وسواس كه در سينههاى مردم به آراستن و زينت دادن هوسها مشغول است جز با پناه بردن دائمى با خدا و اقامه نماز و راز و نيازش راهى نيست زيرا تنها نماز است كه ملجاء و پناه ما از آن وساوس دائمى است . 3 - اينكه به گفتهء سعدى - در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شكرى واجب است : از دست و زبان كه برآيد * كز عهدهء شكرش بدر آيد .